اواخر مرداد ماه ۹۴ تصمیم گرفتم یک ایده کوچکی را پیاده سازی کنم، ایده‌ خیلی ساده به نظر می‌رسید، در اصل این ایده نه یک سرویس پیام‌رسان همانند تلگرام بود، نه یک شبکه به اشتراک‌گذاری، تنها کاری که این سرویس قرار بود انجام دهند این بود که فردی پیامی را برای دوست خود ارسال می‌کند و بعد از آن اگر آن شخص مورد نظر نیز در آن بازه‌ی زمانی مشخص شده پیامی را برایش ارسال نماید این پیام‌ها، به اصطلاح تلپاتی‌ها منطبق گشته و برای هر دو ارسال خواهد شد، در غیر این صورت پیام ارسال شده‌ی نفر اول بعد از اتمام زمان مشخص حذف می‌شود. به نحوی می‌توان گفت به وسیله‌ی آن می‌توان تلپاتی در علم روانشناسی را اثبات کرد، به گونه‌ای که هنگامی که شما به فکر کسی هستید برای او پیامی ارسال می‌کنید و بعد متوجه خواهید شد که آیا او نیز به فکر شما هست یا نه !

پیاده سازی این پروژه به صورت کامل حدود ۵ ماه زمان برد، و در ۲۱ دی‌ماه اولین نسخه قابل ارائه در گوگل پلی استور و کافه‌بازار منتشر گردید و در تاریخ ۹ اسفند‌ ماه، اپلیکیشن از گوگل پلی استور و کافه بازار برداشته شد، در طول این مدت حدود ۷۰۰۰ کاربر در این سرویس ثبت‌نام کردند، ولی فعالیت خیلی کمی داشتند، به دلایل فراوان که در ادامه خواهم گفت تصمیم گرفتم پرونده‌ی کاری این سرویس را در همین امسال بسته و تمامی پروژه را به صورت متن باز منتشر کرده و دلایل شکست و تجربه‌های خود را به اشتراک بگذارم.

در اینجا سعی کرده‌ام دلایل شکست و تجربه‌های عمومی بدست آورده در این پروژه را به تفکیک عنوان به صورت خلاصه توضیح بدهم.

ایده

راستش من در برخورد با خانم‌ها آدم خجالتی هستم، خیلی برای من جالب بود که ببینم آیا کسی که بهش علاقه دارم آن نیز به فکر من هست یا نه ( البته این موضوع بر میگرده به سالیان دور، در حال حاضرفقط یه نفر هست، آن هم همین iMac ای که صبح تا شب در کنارش زندگی می‌کنم 😆) ، در کل خیلی جالب بود که یک همچنین سیستمی وجود داشته باشد تا شخص بتواند احساسات و افکار خودش را منتشر کند به شرطی که آن شخص مقابل نیز به فکر او باشد. این ایده‌ی به نظر جالب را با خانواده و آشنایان نزدیک در میان گذاشتم، بازخورد خوبی گرفتم، گفتند می‌تواند جالب باشد، در آن زمان اصلاً به رفتار مردم در جامعه دقت نکردم. حال اینکه در این دوره، بیشتر مردم فقط وقتی از دوستانشان یاد می‌کنند که با آن‌ها کاری داشته باشند ! در کل این ایده فقط برای یه سری افراد خاص، در شرایطی خاص‌تر به کار می‌آمد.

کسب‌و‌کار

شاید خیلی خنده‌دار باشه که قبل از اجرا اصلاً جنبه کسب‌و‌کار این سرویس را در نظر نگرفتم، اول با خودم گفتم خوب ما فقط باید تعداد زیادی کاربر جذب کنیم، بعداً بحث کسب‌و‌کار مطرح خواهد شد، ولی نکته‌ای که خیلی جالبه اینکه، در دنیای اپلیکیشن‌های موبایل بحث اصلی بر سر فعالیت کاربران هست تا اینکه فقط صرفاً اپلیکیشن شما را نصب کنند و تمام ... یعنی ایده‌ی شما باید در رفع نیاز کاربر به گونه‌ای باشد که کاربر وقت زیادی را در اپلیکیشن شما سپری کند، مثل اپلیکیشن‌های پر کاربرد کنونی نظیر تلگرام، توییتر، فیسبوک،…

اشتباه اصلی من این بود که، اصلاً به خاص بودن این ایده توجه‌ نکرده بودم، چرا که حتی اگر کاربر از آن هم استفاده کند، برای شخصی یک تلپاتی ارسال می‌کند و حال اگر هم این تلپاتی‌ها منطبق شود، بعداً در حد چند ثانیه کاربر پیام طرف مقابل را دیده و تمام ! در کل سرویسی نیست که تعامل دائمی کاربر را داشته باشد، که بتوان از این تعامل پلن کسب‌وکاری را تعریف کرد.

طراحی رابط کاربری

بوجه‌ای به غیر از وقت خودم برای اجرای این ایده نداشتم، برای همین نمی‌توانستم از دوستان طراح رابط کاربری، کمک بگیرم. این بود که خودم دست به کار شدم و همین موضوع باعث شد تا سه بار طراحی اپلیکیشن عوض بشود، برای راحتی کار تصمیم گرفتم از استاندارد Material Design پیروی کنم، همچنین رابط کاربری اپلیکیشن‌های زیادی را بررسی کردم، اما طراحی این برنامه کمی با اپلیکیشن‌های پیام رسان دیگر متفاوت بود. چرا که کاربر پیامی را برای شخصی ارسال می‌نمود و در شرایط خاصی به دست شخص مورد نظر می‌رسید، در این صورت اگر شبیه به تایم‌لاین اپلیکیشن‌های پیام رسان طراحی می‌شد، وقتی کاربر پیامی را برای شخص مورد نظر ارسال می‌کرد، ناخودآگاه فکر می‌کرد که مثل اپلیکیشن‌های پیام رسان این پیام برای شخص مقابل ارسال شده است، به همین دلیل به شیوه‌ای متفاوت باید طراحی می‌شد، برای این که رابط‌ کاربری زیباتری داشته باشد تصمیم گرفتم هر کاربر تم خاصی داشته، تا کاربر نیز این تفاوت رنگ را حس کرده و تمایز پیام‌ها را بهتر درک کند، در مرحله‌ی اول تلپاتی‌ها و پیام‌های منطبق شده در یک قسمت در قالب Card View طراحی شد.

صفحه‌ی اصلی برنامه در مرحله‌ی اول

در قدم دوم متوجه شدم بهتر است دو قسمت مجزا برای تلپاتی‌های ارسال شده و پیام‌های منطبق شده در نظر گرفت، همچنین نمایش پیام‌های منطبق شده به این روش کار درستی نبود چرا که اطلاعات کاربرها به صورت متوالی تکرار می‌شد، برای همین تصمیم گرفتم این قسمت همانند اپلیکیشن‌های پیام رسان طراحی شود، چرا که کاربرها به این سبک عادت داشته و دقیقا تمایز پیام‌های خود و شخص مقابل را متوجه خواهند شد. حتی از رنگ تم هر شخص استفاده کردم تا کاربر بهتر متوجه بشود.

پیام‌های منطبق شده صفحه‌ی اول
پیام‌ها یک شخص در صفحه‌ی‌ دوم

برای آشنایی با اپلیکیشن به کمک خواهر عزیزم یک ویدیوی کوتاه با افتر افکت تهیه کردیم تا کاربران بهتر با ایده‌ی اپلیکیشن تعامل برقرار کنند، با این حال خیلی از کاربران حتی کسانی که خودم از نزدیک نحوه‌ی کار با اپلیکیشن را آموزش دادم نمی‌توانستند به درستی از اپلیکیشن استفاده کنند، بزرگترین مشکل این بود که می‌دیدم کاربر به جای جست‌وجو در قسمت دوستان در قسمت پیام‌ها نام شخص مورد نظر را جست‌وجو می‌کرد و خوب قاعدتاً نتیجه‌ای نمی‌گرفت، برای همین آمدم و به صورت کلی آیکون جست‌وجو را در قسمت پیام‌ها و تلپاتی‌ها حذف کردم و قسمت دوستان را نیز اول قرار دادم، همچنین از Empty State ها برای آموزش کاربر استفاده کرده تا کاربر کمتر گیج شود، اما این کار نیز کافی نبود …

جابجایی قسمت دوستان
آموزش کاربر به وسیله‌ی Empty State ها

اپلیکیشن‌های ارتباطی در ایران

شاید بتوان گفت، پر چالش‌ترین رشته در فضای آی‌تی ایران، فعالیت در اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و ارتباطی دانست. چرا که مردم ایران به صورت افراطی درگیر این سرویس‌ها می‌شوند، هر شخصی چندین اپلیکیشن پیام‌رسان را بر روی گوشی خود نصب کرده، و به صورت متداول از آن استفاده می‌کند، آنها انتظارات خیلی بالایی دارند چرا که از سرویس‌های خوبی مثل تلگرام استفاده می‌کنند، همچنین با وجود محدودیت‌های حکومتی، فیلترینگ و مشکلات دیگر که همگی ما هر روزه درگیر آن هستیم، به نظر من فعالیت در این حوزه خیلی پر ریسک و دردسرساز است و همچنین کاربران نیز به این گونه سرویس‌های داخلی اعتماد نداشته و همیشه نگران حفظ حریم شخصی‌شان هستند. یعنی در کل به وجود آورندگان این گونه سرویس‌ها باید آنقدر هزینه، وقت و نیروی انسانی سرمایه گذاری بکنند تا در عین اعتماد سازی، انتظارات کاربران را برآورده ساخته و سهم خوبی از بازار را بدست‌آورند که در این صورت نیز امکان دارد درگیر مقررات حکومتی شوند !

پس توصیه من به شما این است که اگر در ایران هستید بهتر است وقت و انرژی خود را در حوزه‌های دیگری سرمایه گذاری کنید !

نظرات کاربران

علت اصلی افزایش کاربران سرویس در این مدت زمان کوتاه قرار گرفتن برنامه در تازه‌های برگزیده‌ی کافه‌بازار بود، نظرات کاربران به اصطلاح خیلی صفر/ صدی بود، یا اصلاً باهاش حال نکرده بودند یا اینکه خیلی دوست ‌داشته بودند، عده‌ای هم فکر کردند که این برنامه قراره جایگزین تلگرام بشود، یعنی در کل ایده اپلیکیشن را نگرفته بودند، استفاده از حساب کاربری گوگل هم برای احراز هویت کاربران خود مشکلات زیادی به همراه داشت، چرا که بعضی از کاربرها، گوگل پلی خود را به روز نکرده بودند و انتظار داشتند برنامه به درستی کار کند و این مشکل را از سرویس می‌دانستند.

در کل فهمیدم که کار کردن بر روی سرویس‌هایی که مخاطبش عموم مردم هستند به مراتب سخت‌تر است، چرا که کاربرهایی خواهی داشت با افکار و انتظارات عجیب و غریب و همین باعث میشه خیلی سخت بتوان نیاز‌های کاربر خود را تشخیص داده و برآورده سازید. درسی که از این قسمت گرفتم این بود که راضی نگه داشتن قشر خاصی از جامعه، راحت‌تر از این است که بخواهی سرویسی برای عموم مردم درست کرده و انتظارات گوناگون آن‌ها را برآورده سازی.

استارتاپ و یا کسب‌و‌کار

این پروژه اصلاً استارتاپ تلقی نمی‌شود، ولی خوب می‌خواهم به یک سری نکاتی اشاره کنم، تا قبل از اجرای این سرویس فکر می‌کردم می‌توان یک نفره سرویسی را ایجاد کرده و بر مبنای آن کسب‌و‌کاری را بنا کرد ! ولی در عمل متوجه شدم درسته که شما می‌توانید با سرمایه‌ای اندک که ( بیشتر وقت شماست ) سرویسی را به نسبت قابل قبول پیاده‌سازی کنید ولی موفقیت یک کسب‌وکار همانند یک کارخانه‌ی تولیدی فقط از تکنولوژی ماشین‌الات و تکنسین‌ها به وجود نمی‌آید. هسته اصلی یک کسب‌وکار تشخیص نیاز کاربر و برآورده کردن آن است، پس من به صرف داشتن تخصص در زمینه اجرایی کردن یک ایده نمی‌توانم کسب‌و‌کاری موفق داشته باشم.

در کل به این نتیجه رسیدم که کسب‌و‌کارهای تکنولوژی محور باید تیم توسعه‌دهنده‌ی محصول در کنار تیم کسب‌وکار فعالیت و تعامل داشته باشند تا بتوانند نیاز کاربران را تشخیص داده و به درستی به آن پاسخ بدهند و براساس نیاز کاربران آنقدر تغییرات در سیستم به وجود بیاورند تا به نتیجه‌ی مطلوب برسند، پس این کار یک فرآیند همیشگی خواهد بود، این مطلب مهمی است که افراد بی اطلاع مثل خوده من به آن توجه نمی‌کنند !

خیلی مواقع افراد بی‌اطلاع ایمیل‌هایی با این عنوان برای توسعه دهندگان ارسال می‌کنند، مثل : اپلیکیشن تلگرام با همین خصوصیات چند ؟! یا فروشگاه اینترنتی مثل دیجی‌کالا به همراه اپلیکیشن اندروید، iOS و ویندوز فون چند ؟!! وقتی چنین ایمیلی دریافت می‌کنیم خیلی خندمون می‌گیره، ولی خوده ما هم خیلی وقت‌ها به دلیل ناآشنایی و نداشتن دید کافی فکر می‌کنیم راه اندازی یک کسب‌وکار، کاری ساده‌ است و می‌توانیم به راحتی انجام بدهیم.

کمینه محصول پذیرفتنی ( MVP )

یکی دیگر از اشتباهات بزرگ من در پروژه‌ی تلپاتی این بود که قبل از اینکه درست بفهمم این ایده کاربردی از آب در می‌آید یا نه ؟! چندین ماه وقت صرف کردم تا این اپلیکیشن با آن استانداردهای ذهنی که داشتم مانند : دو زبانه بودن، بهینه سازی برای تبلت و یا خصوصیات خاص دیگری که برای ایده الزامی نبود، آماده شده و در اختیار کاربران قرار گیرد ! دقیقاً به موضوع MVP توجهی نداشتم که باید اول نمونه اولیه از سرویس را هرچند ناقص ارائه کرده تا بازخوردهای اولیه را دریافت و بعد از آن در صورت خوب بودن روی بهبود سرویس وقت گذاشته شود !

سخن آخر

این بود تجربیات عمومی من در اجرایی کردن این ایده. در روزهای آتی سورس پروژه را به صورت کامل منتشر خواهم کرد، همانند دوره آشنایی با داکر، به مرور تجربیاتی که در پیاده سازی قسمت‌های مختلف این پروژه به دست آوردم را به اشتراک خواهم گذاشت.

پ‌ن : این اولین تجربه‌ی من در نوشتن پست وبلاگی بود، شاید که نه حتماً مشکلات زیادی از نظر نگارشی دارد، از اینکه وقت گذاشتید متشکرم 😀

شما می‌توانید برای اطلاع از آخرین نوشته‌ها و فعالیت‌ها، من را در توییتر فالو کنید و یا مشترک فید این بلاگ شوید.